أحمد بن حامد كرمانى
85
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
مصافات ، ميان اتابك و چغرانه تكدّر ميگرفت و هواى مخالصت تغير مىپذيرفت . چغرانه ميخواست كه قواعد فضول طرمطى ، از سر گيرد و اتابك به حكم سوابق ايادى و سوالف عوارف كه بر وى داشت ، او را وزنى نمينهاد و تمكينى زيادت نميكرد . روز آدينه ملك بجامع نيامد و اتابك و چغرانه بر بالائى كه معهود حضور پادشاه بود نماز گزاردند . چون امام سلام بازداد ، آواز زخم شمشير و گيرودار [ از بالا ] برآمد و مردم بترسيدند و بهم برآمدند و اضطرابى هرچه تمامتر حادث شد . پس بر در مسجد جامع ( عزّ الدين ) چغرانه و امير يعلى شبانكاره و امير محمد خمارتاش و چند غلام كشته ديدند و امير حسام الدين ايبك على خطيب « 1 » [ كه اين ساعت در قبض است و از مجروحان آن روز است و در خدمت امير چغرانه بود ] و ساعد سعادت اتابك برين « 2 » حركت قوى شد و مؤيد الدين منكوب و شكسته ، در خانه ماند [ ه ] و امير آيبه و قلچق نه مرده و نه زنده ، در خدمت [ اتابك ] مىبودند . روزى اتابك در خانهء « 3 » ملك بعشرت مشغول ( شده ) بود ؛ آيبه و قلچق را قبض كردند و آيبه را در زمان هلاك كردند « 4 » و قلچق را مقيد [ مى ] داشتند و مردم در استحياء او سخن مىگفتند كه « 5 » تركى ساده بود كم شرّ ، روزى چند محبوس بود ؛ چون عزم معاودت [ به ] بردسير فرمودند ، كار او نيز آخر گردانيدند . « 6 » چون سرير ملك در بردسير مستقر شد ، چندگاهى رخاء رجا « 7 » مىجست و نسيم نعيم مىوزيد ( و بردسلو و سكون بدلها ميرسيد ) و درين مدّت شعار شغل ( وزارت ) از ظهير الدين بركشيدند و در نصير الدين ابو القاسم كه استاد سراى بود ، پوشيدند و او مردى بود به ( مزاياى رشد و ) كفايت متجلى « 8 » و چشمها ، از رونق احتشام ( او ) ممتلى . شعر « 9 » دلش ، برندهء نقش عدم بدست كرم * كفش ، زنندهء حدّ ستم بنوك قلم و به حكم آنكه خواجه بود كريم لطيف عشرت دوست ، مشاهير بزرگان عهد و افراد ندماء عصر « 10 » بر فلك حضرت او پروينوار اجتماع مينمودند و در سلك خدمت او منتظم ميبودند « 11 » و در كرمان مجال مردم تنگ شده بود و وجوه دواوين اندك
--> ( 1 ) ( محمد بن ابراهيم اين مفهوم را چنين تحريف كرده است : « كه در خدمت چغرانه بود مجروح گرديد . » ) ( 2 ) بدين . - ( 3 ) سراى . - ( 4 ) درحال از گلشن حيات بگلخن ممات فرستادند . - ( 5 ) چه . - ( 6 ) به آخر رسانيد . - ( 7 ) رخاء . - ( 8 ) متحلى . - ( 9 ) بيت . - ( 10 ) و امراء و ندماء عصر . - ( 11 ) مىشدند .